جدیدترین اخبار سینما و عکس های هنرمندان ایرانی

Iranian actors

عکس هایی متفاوت از حامد بهداد
نویسنده : KATAYOUN - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠
 

حامد بهداد,hamed behdad


حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد در شهریور 90, hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

حامد بهداد,hamed behdad

مشاجره و بحث رسانه ای فریبرز عرب نیا و حامد بهداد


حامد بهداد می‌گوید: شاید در بخش‌هایی از یادداشتم کنترلم را از دست داده باشم اما باز هم می‌گویم توهینی که به من شد را هرگز نمی‌بخشم. ما نمی‌توانیم به صورت کسی سیلی بزنیم و بگوییم دوستت داریم. اینها دروغ است، دروغ مطلق.
به گزارش شبکه ایران؛  اظهارات چند هفته قبل فریبرز عرب‌نیا در برنامه «هفت» که در بخشی از آن، به طور غیرمستقیم انتقاداتی را به حامد بهداد وارد کرده بود سبب‌ساز آن شد که بهداد هم یادداشتی خطاب به وی را در روزنامه «روزگار» منتشر کند. به موازات این یادداشت، یادداشت دیگری هم منسوب به بهداد در یکی از سایت‌های سینمایی منتشر شد که انتشار یادداشت دوم اسباب ناراحتی بهداد را فراهم کرده و او از این مساله سخن گفت که یادداشت اصلی‌اش همانی است که در روزگار کار شده! بهداد در گفتگوی مفصل با شبکه ایران که به بهانه اکران «جرم» انجام شده بود، صحبت‌های جامعی را هم درباره روند اتفاقات مرتبط با یادداشت مزبور ارائه کرد که بد ندیدیم این گفته‌ها را به صورت مستقل در اختیار مخاطبان قرار دهیم. بخش‌هایی از گفته‌های بهداد درباره یادداشت جنجالی‌اش را در ادامه می‌خوانید:
چرک‌نویسی که روی سایت رفت
نامه‌ای که خطاب به فریبرز عرب‌نیا نوشته بودم خیلی طولانی‌تر بود از آن چیزی که در روزنامه روزگار چاپ شد. برای اینکه ضرب یادداشت گرفته شود آن را به خبرنگار یکی از روزنامه‌ها داده و به ایشان تاکید کردم که یادداشت اولیه را جایی کار نکند اما بلافاصله پس از انتشار یادداشتم در روزگار، خبرنگار مذکور چرک‌نویسی از یادداشت من که در اختیارش بود را به امیر قادری داد و قادری هم آن چرک‌نویس را در کافه‌سینما قرار داد.
یادداشتم آن بود که در روزگار چاپ شد
من نمی‌گویم یادداشتی خطاب به عرب‌نیا ننوشتم اما یادداشت من آن بود که در روزگار چاپ شد نه چرک‌نویسی که قادری در کافه‌سینما گذاشته بود. بعد از انتشار مطلب منسوب به من در کافه‌سینما، از امیر قادری خواستم یادداشت مرا از سایت بردارد چراکه این یادداشتی نبود که من به او داده باشم اما ایشان یادداشت را برنداشت. سپس به سراغ علی معلم که از دیگر گردانندگان کافه‌سینما است رفته و برایش کل ماوقع را توضیح دادم اما معلم در پاسخ به درخواست من مبنی بر حذف یادداشت مذکور از سایت متبوعش گفت که بالاخره یادداشت روی سایت رفته و برداشتنش کار درستی نیست!
اشتباه یک خبرنگار
در هر صورت هدف اصلی من از نگارش یادداشتی خطاب به عرب‌نیا آن بود که حرفها و نظراتم درباره یک موضوع خاص توسط مخاطبان خوانده شود اما متاسفانه این اتفاق به درستی رخ نداد. الیته در این میان قادری را مقصر نمی‌دانم اما کار ایشان خالی از شیطنت هم نبود. اشتباه اصلی از خبرنگاری به نام دنیا خمامی بود چراکه چرک‌نویسی را که دوست نداشتم چاپ شود در اختیار کافه‌سینما قرار داد. باز هم تاکید می کنم یادداشت نهایی من آن چیزی نبود که در کافه‌سینما کار شد.
قسمت ما این بود
روزهای اول پس از انتشار یادداشت در کافه‌سینما خیلی عصبانی بودم اما پس از اندکی گذشت زمان با خودم فکر کردم که حتما قسمت این بوده که هر دو یادداشت کار شود. در هر صورت از رفقای روزنامه‌نگارم در روزگار و از جمله سیدعلی میرفتاح و امیرحسین رسائل سپاسگزارم و از بقیه هم دلخور نیستم.
اثرگذاری عطار بر من
در بخشی از یادداشتم به تذکرة‌الاولیای عطار اشاره کرده بودم. به طور کلی متون تذکرةالولیا از نظر روحی به شدت بر من اثرگذار است. جوهره کار عطار بر کار من اثر گذاشته است و باعث پیشرفتم شده است.
توهینی که به من شد را نمی‌بخشم
شاید در بخش‌هایی از یادداشتم کنترلم را از دست داده باشم اما باز هم می‌گویم توهینی که به من شد را هرگز نمی‌بخشم. ما نمی‌توانیم به صورت کسی سیلی بزنیم و بگوییم دوستت داریم. اینها دروغ است، دروغ مطلق.
به تمام حرف‌هایم اعتقاد دارم
من به تمام حرف‌هایی که می‌زنم اعتقاد دارم، من روی خودم، خانواده‌ام و اطرافیانم تاثیرگذار بوده‌ام. در زمینه کاری خودم که بازیگری است، آدم موجهی هستم و اعتراف می‌کنم بعد از صحبت‌هایی که راجع به من شد، دل‌شکسته شدم اما به هر حال همواره باید وجه مثبت اتفاقات را هم نگاه کرد؛ شاید در این اتفاق هم خیری بوده که من متوجه‌اش نیستم.
مشکل اصلی فرهنگ
متاسفانه در فضاهای فرهنگی ما آزادی بیان به معنای دقیقش وجود ندارد. ممکن است در برنامه «نود» چنین آزادی بیانی وجود داشته باشد که آن هم بیشتر ناشی از فردوسی‌پور است. این را هم درنظر بگیرید که فوتبال تولید اندیشه نمی‌کند بلکه این ادبیات، موسیقی و سینما هستند که تولید فرهنگ می‌کنند و مشکل اساسی فرهنگ ما، شفاف حرف نزدن است. تصور ما درباره آزادی بیان اشتباه است. با فحش دادن، آزادی بیان به وجود نمی‌آید. سینما پر از سوژه های معدود است. خیلی از قصه‌ها را نمی‌سازیم، پژوهش را دست کم گرفته‌ایم و به جای آن به حواشی پرداخته‌ایم.
باید به حقیقت نزدیک شد
حرمت همدیگر را ریختن، آزادی بیان نیست. مشکل در تمرین آزادی بیان است و ان‌شاءا.. روزبه‌روز به حقیقت نزدیک‌تر شویم.

 

 

متن یادداشت حامد بهداد خطاب به فریبرز عرب‌نیا را بخوانید:شنیده ام در برنامه ی هفت در جهت تغییر مسیر فرهنگی سینمای جهان، یک مشت افاضات ایراد کرده اید و پای از گلیم ادب فراتر نهاده، به قصد اهانت، تلویحا مرا بازیگری مجنون و بدور از اصول اخلاق حرفه ای که به فکر سرنوشت مردم نیست، خوانده اید. گویا نامی هم از مارلون براندو برده بودید. از صنعت ایهام استفاده کردید یا دغدغه ی ادب داشتید؛نمی دانم.اما شما که با بدعنقی و تفرعن پوک، فضای کاری را عصبی و زشت می کنید، دم از اخلاق حرفه ای نزنید! فضای فرهنگی به شدت با سانسور مواجه است. متولی رسانه نمی داند به جای فرصت دادن به لودگی فکری ،باید فضایی برای تنفس فکری تدارک ببیند وگرنه تلویزیون جای عقده گشایی شخصی نیستکه اجازه ی اهانت به دیگران را به امثال شما بدهد. اینها، همه از عدم تمرین صحیح آزادی بیان است.اما شما هم گویا گرفتار توهم سختی شده اید. اینکه مردم به تماشای سریال مختار می نشینند ،ربطی به توانایی محدود شما در بازیگری و ایفای نقش مختار ندارد. کرور کرور پول نفت از بیت المال هزینه ی ساخت سریال های تلوزیونی می شود تا مردم با تماشای اعتقاداتشان به وجد بیایند. شاید هر بازیگر دیگری هم جای شما بود از اینهمه مواجهه با لبخند عمومی دچار توهم می شد.

والا شما قبل از مختار کجا بودید و بعد از آن کجا هستید؟ شکلات داغ؟! مدهوش آن یال و کوپال و اسب و درشکه ی آراسته به صنعت گریم و طراحی نشوید. غره به دوبله ی سریال در چند کشور عربی نیز نباشید و وهم جهانی ورتان ندارد. شما خیلی کمتر از آن هستید که بخواهید از موضع یک مدعی العموم درباره سرنوشت مردم اظهار نگرانی کنید. مگر شما متولی امور فرهنگی هستید؟ مگر نماینده اخلاق جامعه اید؟ مگر سینمای ایران به شما نمایندگی داده است؟چه کرده اید؟ چه کسی به شما این اجازه را داده که در قالب اظهار نظر به تخریب دیگران بپردازید ؟ مگر شما یک هنرپیشه بیشتر هستید؟ آنهم با مدرکی دون و سوادی نازل در حوزه ی بازیگری و مطالعاتی مقدماتی و عمومی در حد کارلوس کاستاندا و دون خوان. نکند توهم فرهنگی بودن و روشن بینی دارید؟! پس تکلیف فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان و زبان شناسان و محققان چه می شود؟ کسانی که سینمای ایران و جهان را به صورتی جدی دنبال می کنند ،هیچ جایگاهی برای امثال من و شما قائل نیستند و اگر من درباره ی براندو زیاد می گویم ، به دلیل آنست که الگوی صحیح بازیگری را معرفی کرده باشم تا دانشجویان و علاقمندان بازیگری به واسطه هنرپیشه ای چون شما در جزیره ای کوچک محدود و گرفتار نشوند. اتفاقا بر این عقیده ام که نقطه ضعف سریال مختار شیوه ی بازی شخص خود شماست. از این رو دستمزدی که به شما پرداخت شده از سرتان هم زیاد است و به گمانم آن مبلغ، حق بازیگرانی مثل فرهاد اصلانی و اکبر زنجانپور بوده است.

از طرفی آن چنان دم از اخلاق حرفه ای می زنید که انگار همین دیروز از هالیوود به تهران آمده اید. یادم نمی رود روزی را که سر صحنه ی “پرتقال خونی” به خاطر اینکه سیروس الوند پیشنهاد متفاوتی داشت و به مذاقتان خوش نمی آمد، بر سرش نعره می کشیدید و بی ادبانه در حضور مردم وعوامل او را “تو” تو” می خواندید و احترام عدد سنش را نگاه نمی داشتید و با عربده کشی “منم” “منم” می زدید که ” هرچه من می گویم.” از عوامل پروژه ی مختار شنیدم به خاطر اخلاق خوشتان، سه روز به جایتان “بدل” گذاشته و شما را سر صحنه نخواسته و بی شما به فیلمبرداری ادامه داده بودند. جایی بودیم و سام درخشانی به شما اظهار لطف کرد و گفت که از بچگی شما را دوست داشته ،اما شما با نهایت بی رحمی وقساوت در جواب گفتید: “شما هنوز هم بچه اید!” درجمع دیگری از دوستان به رامبد جوان اهانت کردید و او با فروتنی شما را پیشکسوت خود خواند. سر صحنه ی فیلم جرم احترام آقای کیمیایی را نگاه نداشتید و در حضور جمع به من که بازیگر آن فیلم و آماده ی برداشت پلان بودم، متلک گفتید،طوری که تمرکزم بهم ریخت و دیالوگهایم را فراموش کردم. شما اخلاق حرفه ای دارید؟ حیف آنهمه زحمت که اقای کیمیایی برای شما کشید. وگرنه شما قبل از ایشان هنرور فیلم مسافران بودید. شما یک روز کاری پروژه ی سینمایی “جرم” را از فرط تنگ نظری به گند کشیدید ،چرا که از توفیق دیگران رنج می برید.

سرصحنه ی “مختار” کسوت آقای زنجانپور را ندید گرفته و ایشان را که آنطرفتر ایستاده بوده، صدا زده و گفته اید ” آقای زنجانپور یک دقیقه بیایید کارتان دارم” …خاطر ایشان که صدها شاگرد تحویل جامعه ی هنری این مملکت داده، به شدت از شما مکدر است. حرمت رسانه را نگه دارید ، سینما یا تلویزیون مقدس است شما نباید از آن به عنوان وسیله ای در جهت خودکامگی و جاه طلبی خودتان استفاده کنید. سیروس الوند بر این عقیده است که عاطفه در فریبرز عرب نیا تعطیل است. گفته اید که فلانی مجنون است،من افتخار می کنم که بازیگری مجنون هستم ،چون اصل جنون است و عشق است، نه آن مشخصات من درآوردی که برای بازیگر کامل شدن در برنامه ی هفت بر شمردید؛ از جمله “قدرت و اراده “، “پایمردی و شجاعت” و “آنکه در فضای تنگ نگنجد “وغیره .اینها که مشخصات “خلیل عقاب” است! اتفاقا بدانید که بازیگری اگر به هنر می رسد،محصول پردازش درونی ضعف ها و ترس ها و اضطراب هاست. جناب آقای متوسط! نزاکت داشته باشید و عقیده ی خود را در قالب ادب بیان کنید و دیگر به خاطر یک حرف پیش پا افتاده از مارلون براندو درباره ی انعکاس نور مهتاب روی برکه ی منزلش، از خود بی خود نشوید. اگر دمل پشت گردن ندارید، سر بالا آورید و به خود ماه بنگرید یا اگر شوق عارفانه دارید کمی تذکره الاولیاء بخوانید.گرچه از آنجا که شما را خوب میشناسم بر این نظرم که درون و بیرونتان یکی نیست. شما بهتر است نگران سرنوشت خودتان و فرزندتان باشید.